دل نوشته درباره حجاب و عفاف
این روزها که بحث زن و زندگی و آزادی لقلقه زبانها شده است بیشتر به ارزش حجابم پی می برم از چادری بودن خود لذت می برم چادرم را عاشقانه بر سر می کنم، با اقتدار در کوچه و خیابان قدم بر می دارم. با خود می گویم اگر معنای آزادی، حجاب از سر برداشتن است؟! من در بند بودن را می پسندم و عاشقانه به آغوش می کشم و می بوسم. وقتی حجاب بر سر دارم حس امنیت، تمام وجودم را پر می کند، حس می کنم چشمان بیمار گونه از من دور است. حس ارزشمند بودن پیدا میکنم که هر کسی نمی تواند به او دست یابد. دشمن با ترفند های گوناگون سعی دارد این امنیت و ارزشمند بودن را از من بگیرد و حجاب و عفافم را از بین ببرد. اما این امر محال ممکن است حالا دیگر من و چادرم مثل روحی در یک بدن شدیم حتی فکر یک لحظه بی حجاب بودن تنم را به لرزه می اندازد.
من حجابم را نه به خاطر قانون کشورم بلکه به خاطر عشق و ایمانی که در قلبم سرازیر است حفظ میکنم. حس میکنم خدای مهربانم چقدر دوستم داشته به خاطر امنیت و آرامش روانیم بهترین نوع پوشش را برایم قرار داده. با پوشیدن چادر عشق به خدا در سراسر وجودم موج می زند حس می کنم مادرم زهرا(سلام الله علیها ) خوشنودتر می شود من سعادت و خوشبختی خود را در رعایت حجاب و عفاف می بینم.