نجوا با امام زمانم
مولایمن
▪️در سکوت هراسانگیز شهر،
در غفلت فاجعهبار شاهدان غدیر،
در غربت اشکبار یادگاران پیامبر،
علی، غریبانه و حزنآلود،
پیکر زخمی فاطمه را
به خاک میسپارد
و قلبش را نیز…
و چه سنگین است
مرور خاطرات کوچه و
سیلی و هجوم و آتش،
برای تو که هر روز
لحظه لحظهاش را میبینی
😔😔😔😔😔
حرف دل
صاحب عزای زهرای اطهر (سلام الله علیها ) کجایی؟ مرا دریاب😭😭
آقا جان بغض تو گلویم مانده🥺
سینه ام تنگ شده دلم روضه مادرت را می خواهد🥺
آقا جان اجازه هست برایتان بخوانم
این اتفاق از در شروع شد😭
تا ریشه های چادر خاکی مادرت آتش گرفت، روضه مادرت شروع شد😭
وای مادرم… ای وای مادرم😭😭😭
بر گلستان ولایت تاختن، غنچه را با لاله پرپر ساختن، غنچه زیر خار و خس افتاده بود، باغبان هم از نفس افتاده بود، کاش از قلبم به قبرش راه داشت، کاش زهرا هم زیارتگاه داشت😭😭
السّلام علیک أیّتها الصدّیقة الشهیدة الممنوعة إرثُها، المکسور ضلعها، المظلوم بعلها، المقتولِ وَلَدُها😭😭😭
#تولید_محتوا_عکس
نامه به پدر آسمانیم
پدر مهربانم سلام
پدر عزیزم درسته که هیچ وقت مزه داشتنت را نچشیدام و لذت لمس کردنت را حس نکردم ولی دوست دارم برایت بنویسم و با تو صحبت کنم تا شاید کمی از دلتنگی ام کاسته شود عزیزترینم میان نداشتن ها دوستت دارم، آرزو دارم که فقط یک بار دستتان پر مهرت را بگیرم اما حیف شانس دیدنت را ندارم، وقتی دلم هوایت را می کند حق شنیدن صدایت را ندارم و آن وقت های که روحم درد دارد و می شکند شانه هایت را برای گریستن کم دارم و آغوشت را برای آرام شدن ندارم، آن وقتی که رخت سفید بر تن داشتم و دوست داشتم با دستان گرم خودت راهی بختم کنی با تمام وجود جای خالیتان را حس می کردم و چشمهایم از باریدن نمی ایستاد. بهترینم آوازه صلابت و جوان مردی، مهربانی و سخاوتت و … از زبان مادر و اطرافیان به گوشم رسیده است و نامت باعث اعتبار و سربلندی من شده است مهربانم مطمئنا دعای خیر تو همیشه راوانه راهم بوده است عاشقانه دوستت دارم.
روحت شاد جان جانانم😭
دل نوشته درباره حجاب و عفاف
این روزها که بحث زن و زندگی و آزادی لقلقه زبانها شده است بیشتر به ارزش حجابم پی می برم از چادری بودن خود لذت می برم چادرم را عاشقانه بر سر می کنم، با اقتدار در کوچه و خیابان قدم بر می دارم. با خود می گویم اگر معنای آزادی، حجاب از سر برداشتن است؟! من در بند بودن را می پسندم و عاشقانه به آغوش می کشم و می بوسم. وقتی حجاب بر سر دارم حس امنیت، تمام وجودم را پر می کند، حس می کنم چشمان بیمار گونه از من دور است. حس ارزشمند بودن پیدا میکنم که هر کسی نمی تواند به او دست یابد. دشمن با ترفند های گوناگون سعی دارد این امنیت و ارزشمند بودن را از من بگیرد و حجاب و عفافم را از بین ببرد. اما این امر محال ممکن است حالا دیگر من و چادرم مثل روحی در یک بدن شدیم حتی فکر یک لحظه بی حجاب بودن تنم را به لرزه می اندازد.
من حجابم را نه به خاطر قانون کشورم بلکه به خاطر عشق و ایمانی که در قلبم سرازیر است حفظ میکنم. حس میکنم خدای مهربانم چقدر دوستم داشته به خاطر امنیت و آرامش روانیم بهترین نوع پوشش را برایم قرار داده. با پوشیدن چادر عشق به خدا در سراسر وجودم موج می زند حس می کنم مادرم زهرا(سلام الله علیها ) خوشنودتر می شود من سعادت و خوشبختی خود را در رعایت حجاب و عفاف می بینم.